X
تبلیغات
رایتل

پوستِ کلفت

شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 04:02 ب.ظ

علیرضا جان!

امروز ظهر اومدیم با خواهرت که بهت بگیم 6 سالى هست از جنگل ما رفتی توی اون باغی که جسمت مهمونشِ؛ پر از درختای تبریزیُ چنارُ سرو!

که امروز که می‌بودی تازه 30 ساله شده بودی!......

راستی! داشتیم برمی‌گشتیم جنگل پرهیاهوی خودمون،‌ خواهرت یه چیزی گفت، بغضم ترکید،

گفت:

"داداشی! چه پوستِ کلفتی داشتیم ما؛ بعد از تو..."

دوستات رو سلام برسون،

ملالی نیست................


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo